|
مگه قرار نبود دیگه فکرمو درگیر نکنی؟ دیگه به چشمای سیات چشممو زنجیر نکنی؟ مگه قرار نبود که دیگه این فاصله ها تموم بشه؟ دریای عشق من و تو یه شب طوفانی نشه؟ پس چرا اشتیاق من از هر زمانی بیشتره؟ پس چرا خدا مهرتو از دلم نمیبره؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ای خدا خودت گواهی که چطور دوستش میداشتم ولی اون منو نمی خواست چاره ای جز این نداشتم حالا من تنها و خسته با دلی آسون شکسته توی این عذاب روحم که چرا ازم گذشته؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بازم دلم گرفته چند روزیه که رفتی میگی به خاطر من از عشقمون گذشتی اما میخوام بدونم برام اگر چه سخته بگو دوستم نداشتی حالا نه خیلی وقته؟؟؟ منم همون که عاشقت موندم نشستم و از عشق تو خوندم منم همون که توی آوازش میخواست تو باشی اوج پروازش...
من تو را تا بی نهایت میپرستیدم ولی هرگز نفهمیدی التماست کردم و در خود شکستم غرورمو بازم نفهمیدی به پای تو نشستم از عشقت مسته مستم دلمو شکستی اما هنوز عاشقت هستم....
برف که می بارد آدم ها حرف های خوشبو می زنند مهربانی را می شود در نگاهشان دید . . . اما این همدلی فردا مثل برف با نور خورشید ناپدید می شود
مرگ من روزی فرا خواهد رسید روزی از این تلخ و شیرین روزها روز پوچی همچو روزان دگر سایه ای از امروزها و دیروزها
بین هزاران امروز ها و میلیون ها فرداها
فقط یه دونه امروزه پس از دستش ندیم
همدم گل گشته ام همبستر خاکم مکن قطره قطره می چکم از چشم خود پاکم مکن
هرگز ندیدم بر لبی لبخند زیبای تو را هرگز نمی گیرد کسی در قلبم جای تو را
فقط کسانی معنی دلتنگی رو می فهمند که طعم وابستگی رو چشیده باشند...
ترسم که شبی از غم ناگه بمیرم در بستر دلسوز با آه بمیرم آن لحظه آخر که اجل گفت بمیر ای کاش که تو را بینم و آنگاه بمیرم
هیچ لبخندی زیباتر از لبخند بعد گریستن نیست...
دختره از پسره پرسید من خوشگلم؟ گفت : نه. گفت دوستم داری؟ گفت : نوچ. گفت اگه بمیرم برام گریه میکنی؟ گفت : اصلا. دختره چشماش پر از اشک شد. هیچی نگفت ، پسره بغلش کرد و گفت : تو خوشگل نیستی زیباترین هستی. تو رو دوست ندارم چون عاشقتم. اگه تو بمیری برات گریه نمیکنم چون من هم میمیرم.
ماه خونی می خواهم پایین و پایین تر روم با سنگینی زخمی تنم تاریک و تاریک تر شوم صداها را نشنوم صدای مرغ ماهی خوار صدای مرد ماهی گیر
آدمک آخر دنیاست بخند آدمک مرگ همین جاست بخند دست خطی که تو را عاشق کرد شوخیه کاغذیه ماست بخند آدم خر نشوی گریه کنی کل دنیا یه سراب است بخند آن خدایی که بزرگش خواندی به خدا مثله تو تنهاست بخند آدمک تنها نشین پرواز کن عشق را از جهان آغاز کن ادمک آسمان در بر گیر مرگ در کمین است دفتر عشق را دوباره باز کن ادمک تنهایی سخته به خدا دل من میگیره اینجا به خدا ادمک دلم برات تنگ شده است ادمک قدر تورو دارم به خدا فکر کن درد تو ارزشمند است فکر کن گریه چه زیباست ، بخند تازه انگار که فرداست ، بخند راستی آنچه به یادت دادیم پر زدن نیست که درجاست ، بخند آدمک نغمه ی آغاز نخوان به خدا آخر دنیاست بخند. |
About![]()
سلام , یه سلام به گرمی فصل تابستان , به سبزی فصل بهار , به زیبایی ریختن برگ درختان پائیزی و به سفیدی دل برف های زمستان. همیشه آرزو داشتم در دلم به جای من بگویم ما ولی این افسانه ای بیش نیست. به امید روزی که هر رهگذری بر پیاده روی عشق خود راه نوردی کند. منتظر حضور چهار فصلیتون هستم. ممنونم به اندازه دوست داشتن بی نها یت.
Home
|